بالادیده

بالادیده

کرامتی از امام جواد سلام الله علیه

محمد بن میمون می گوید : به همراه امام رضاسلام الله علیه در مکه بودم. به حضرت عرض کردم می خواهم به مدینه بروم، نامه ای برای ابی جعفر بنگار تا با خود ببرم .امام رضاسلام الله علیه تبسمی کرد و نامه ای نوشت . به مدینه رفتم در حالیکه چشم هایم به دردی مبتلا بود . به درب خانه امام جواد سلام الله علیه رفتم، نامه را تحویل دادم . «موفق» غلام امام گفت : سر نامه را بگشا و در پیش روی امام قرار ده . این کار را کردم، آنگاه حضرت جواد سلام الله علیه فرمود : ای محمد وضعیت چشمت چگونه است؟ عرض کردم یا بن رسول الله، همان گونه که مشاهده می فرمایید بیمار است و نورش رفته است .
حضرت جواد سلام الله علیه دستش را دراز کرد، بر چشمم کشید ، بینایی ام چون سالم ترین زمانش گشت . دستها و پاهای حضرت را بوسیدم و در حالی بازگشتم که بینایی ام را بازیافته بودم و این در زمانی بود که سن حضرت  سه سال بود.


منابع :
-مسندالامام الجواد (ع) ،ص117 ،
- الخرائج والجرائح ،ج1،ص 372
- موسوعة الامام الجواد(ع) ،ج1، ص235
- اثبات الهداه ، ج3 ،338
- بحارالانوار ، ج 50 ،ص 46
- مدینة المعاجز ،ج 7 ، ص372
- کشف الغمة ،ج2، ص365
- حلیة الابرار،ج4، ص540

 

بالادیده

تعداد نظر های داده شده (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر(ایمیل اجباری نیست

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بالادیده