بالادیده

بالادیده

ادامه قسمت قبل :

نهاد متولی هوش مصنوعی

Bluebook)

ابتدا قابل ذکر است که شرکت بلوبوک که ناتان مالک و مدیر آن است، یک موتور جستجوی جهانی و البته بزرگترین و معروف‌ترین آن است که به گفته ناتان بیش از 94% کلیه جستجوهای جهان توسط آن صورت می‌پذیرد. یعنی چیزی بیش از گوگل در مقطع زمانی فعلی.

1- بلوبوک اشاره به «سیستم یکسان استناد»[6] در ایالات متحده آمریکا دارد. سیستم یکسان استناد نام کتابی است که در ابتدا در سال 1926 با همکاری دانشگاه‌های هاروارد، پنسیلوانیا، ییل و کلمبیا در زمینه حقوق نوشته شد. هم‌اکنون این کتاب مرجع قوانین مدارس در آمریکا و همچنین مرجع اصلی دادگاه‌های فدرال این کشور است.

وجه تسمیه بلوبوک به لحاظ کارکردی با شرکت مطرح شده در فیلم به لحاظ یکپارچگی، اشراف و مرجع بودن آن است. به همان نسبت که بلوبوک مشخص‌کننده اطلاعات اصلی در تقابلات حقوقی است، شرکت بلوبوک مرجع اصلی و نهایی تقابلات سایبری برای هوش مصنوعی و آینده جهان است.

2- در واقع، پروژه کتاب آبی یکی از مجموعه پژوهش‌های سیستماتیک روی اشیای ناشناس پرنده بود، که توسط نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا انجام شد. این پروژه که از سال ۱۹۵۲ هم‌زمان با تأسیس آژانس امنیت ملی آمریکا به فرمان ترومن آغاز شد، دومین تجدید حیات از مطالعات این‌چنینی بود. پروژه‌های «نشان» و «کینه» دو پروژه پیشین از این دست بودند. در دسامبر ۱۹۶۹، دستور پایان پژوهش داده شد و تمامی فعالیت‌های تحت نظر این پروژه در ژانویه ۱۹۷۰ متوقف گشت.

پروژه کتاب آبی دو هدف پیش رو داشت: یافتن پاسخ برای این سؤال که آیا اشیای ناشناس پرنده (یوفوها) تهدیدی برای امنیت ملی هستند؟ و دوم، تحلیل علمی تمامی دادگان مربوط به یوفوها.

بطور مشخص مبحث یوفوها از یک‌سو و تأسیس آژانس امنیت ملی در آمریکا از سوی دیگر، آغاز دوره گذار سیستمی این کشور از مدل ارگانیک به سایبرنتیک است که نقطه عطفی در تاریخ «علم کنترل» در جهان به شمار می‌رود. ضمن اینکه نباید فراموش کرد که این اقدام در آمریکا توسط دولت بریتانیا صورت پذیرفت.

اکنون اشاره به یک شرکت سایبری در یک فیلم انگلیسی با این نام می‌تواند تلمیحی از همان «نقطه عطف» باشد چرا که عمل ناتان چنین روندی را برای آینده جهان رقم زد.

3- «کتاب آبی» نام یکی از کتب « لودویگ ویتگنشتاین» فیلسوف اتریشی قرن بیستم میلادی است که در آن فلسفه متأخر وی بیان شده است.

در این کتاب بطور خاص به روانشناسی فلسفی و فلسفه زبان پرداخته است. اصل موضوعی که در این کتاب پیگیری می‌شود، چگونگی رویارویی با پرسش‌ها است.

نکته مهم این است که در فیلم به وجه تسمیه نام شرکت و کتاب ویتگنشتاین اشاره مستقیم شده است و تمامی اکت‌های میان کیلب و آوا، در کشاکش چگونگی روبرو شدن با پرسش‌ها از سوی هر دو شخصیت و تحت تأثیر قرار گرفتن آنها از دیالوگ‌های پرسش‌گرانه‌شان است.

 

ویژگی‌های انسانی هوش مصنوعی آوا

در حوزه تخصصی هوش مصنوعی و به‌طور کل علوم سایبرنتیک، از آنجا که بحث حیات از حیث بیولوژی مطرح نیست لذا به‌تبع، مسائل جانبی حیات نیز محل بحث ندارد. از جمله نژاد، جنسیت و زبان. اما در این فیلم هوش مصنوعی تولید شده شخصیت یک زن با مشخصات نژادی اروپای غربی است که تکلم انگلیسی دارد.

 

آوا در حالی انگلیسی صحبت می‌کند که به‌طور بالقوه برای مخاطب روشن است او به‌دلیل اتصال به سرورهای موتور جستجوی جهانی، با تمامی زبان‌ها آشنایی دارد. شاید گفته شود که به‌دلیل انگلیسی بودن زبان تولید فیلم و کشور سازنده چنین امری بدیهی است اما نکته جالب در فیلم اینست که یک هوش مصنوعی تولید شده دیگر با جنسیت ظاهری زن، نام و چهره کاملاً شرقی (چینی کره‌ای) وجود دارد اما مطلقاً قدرت فهم و تکلم ندارد و تنها از وی به‌عنوان پیش‌خدمت و بهره‌برداری جنسی استفاده می‌گردد که در نهایت توسط آوا به‌فهم سیاسی اجتماعی رسیده، برای آزادی تلاش می‌کند، چاقوی اول را به ناتان می‌زند و نهایتاً برای آزادی آوا کشته می‌شود.

این مطلب کاملاً استعاره از پیش‌خدمتی دیگر نژادهای جهان برای انگلیسی‌ زبان‌‌ها در راستای تحقق اهداف کلان جامعه انگلیس و القای اینکه منطق و بیان باید با نگاه انگلیسی به سایر جوامع داده شود تا بتوانند با حقوق خود آشنا شده و اقدام کنند، دارد.

 

آوا با جنسیت زن تولید شده است در حالی که چنین مسأله‌ای در علوم سایبر جایگاه علمی ندارد. مهم‌ترین مسأله این انتخاب در فیلم به اصل تولید نسل و تکامل از جنس ماده باز می‌گردد. به‌عبارت دیگر جنسیت‌بخشی به آوا، القای امتداد ابدی نسل هوش مصنوعی در برابر انسان به مخاطب فیلم است.

 

 

فلسفه استراتژیک فیلم

آنچه بسیار مهم است، پیوند دو مبحث کاملاً جدا و نامتقارن «هوش مصنوعی» و «تطور داروین» در سینمای استراتژیک است که از اواسط سال 2014، در سناریوهای صهیونیست، ادامه‌ روند تطوّر داروینی از گذرگاه یا معبر هوش مصنوعی دیده می‌شود.

به‌همان نسبت که در فیلم‌های دیگری نظیر «اتوماتا»[7] تطور داروین و هوش مصنوعی گره خورده، در این فیلم و دیگر فیلم‌های سایبری 2014 تا به امروز این نکته استراتژیک وجود دارد.

آنچه هدف همه این سناریوهاست، استخراج «آینده جهان در جامعه پسا افزوده» توسط ترکیب دو مبحث فوق‌الذکر می‌باشد. جامعه افزوده جامعه‌ بشری بر مبنای واقعیت افزوده است که در آن انسان با سایبر به‌شدت عجین می‌گردد تا حدی که سایبر در حوزه حیات انسان درگیر می‌شود اما نهایتاً قدرت کنترل در اختیار نوع انسان است. همانند آنچه در بازی «مرا به یاد آور»[8] مطرح شد اما در این دست فیلم‌ها، غلبه سایبر بر انسان و کنترل جوامع توسط آنها در آینده مطرح است که بدیهی است این آینده هم به‌لحاظ علمی و هم فضای کلی سناریوی فیلم‌ها، آینده پسا افزوده است.

آنچه هدف جریان صهیونیست حاکم بر جهان از تولید چنین فیلم‌هایی است در چند نکته قابل بررسی است:

1- مخاطب بپذیرد که ماشین هوشمند همانند جنس خودش (انسان) در کنار او در حال زندگی است.

چنین مطالبی نه فقط در فیلم بلکه در جریان‌سازی‌های خبری نیز وجود دارد. ماجرای ادوارد اسنودن[9] و افشاگری‌های ظاهری وی در مورد آژانس امنیت ملی آمریکا[10] از این دست بود تا در نهایت به مخاطب اخبار بفهماند «برای تو، هیچ راهی جز حاکمیت سایبر بر زندگی و اطلاعات شخصی‌ات وجود ندارد».

2- تقویت بنیان‌های فرضیه داروین در باور مردم جهان

واقعیت آن است که فلسفه دیکتاتوری صهیوینیست بر پایه ایدئولوژی داروینیسم قرار دارد. در اینکه نژاد برتر می‌ماند و ضعیف باید از بین برود، در اینکه جهان هیچ مبدأ و مقصد هدفمندی ندارد تا انسان تحت حاکمیت یهود نهایتاً به تصادف باور پیدا کند.

باور به برتر بودن یک نژاد در جمعیت دیگر نژادها باعث می‌شود بطور ناخودآگاه در برابر آن نژاد سر تعظیم و تسلیم فرود آرند و باور به تصادفی بودن همه چیز، موجب رد برنامه‌ریزی‌های بلند مدت استراتژیک از سوی باورمندان به این تفکر منحط است که در نتیجه به موجوداتی کاملاً قابل کنترل تبدیل می‌شوند.

داروینیسم اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی و اقتصادی به مراتب از خود نظریه داروین در بیولوژی خطرناک‌تر هستند و در سطح کلان‌تری از حیث استراتژیک مورد بحث قرار می‌گیرند. حاکمیت صهیونیست‌های داروینیست‌ در شقوق فوق توسط اشاعه فرهنگ چنین فیلم‌هایی سهل‌تر خواهد شد.

خط تعلیق فیلم

 

در تمام مدت فیلم، آنچه مخاطب را برای ادامه دیدن فیلم حفظ می‌کند، نتیجه آزمون تورینگ است که توسط کیلب به ناتان باید اعلام شود. هر از گاهی پس از هر کُنش میان کیلب و آوا، گزارشی مختصر از برداشت کیلب به ناتان ارائه می‌شود اما کافی نیست چون نتیجه نهایی همچنان مخاطب را تشنه نگه می‌دارد.

خطوط تعلیق فردی

 

با توجه به صحبت‌های آوا به کیلب در خصوص علاقه، احساس و دوست‌داشتن و همچنین سکانس‌های اثرگذاری که طی آن آوا در خلوت خود و به‌نیت جلوه دادن خودش در چشم کیلب، لباس دخترانه می‌پوشد و همچنین صحبت‌های ناتان با کیلب در خصوص شعور احساسی آوا نسبت به دوست داشتن و درک لذت رابطه جنسی، مخاطب کاملاً آوا را یک انسان مؤنث می‌پندارد نه یک ماشین خنثی و بی‌احساس. لذا برای مخاطب سرانجام احساس نیمه‌کاره و پشت‌پرده کیلب و آوا یک پرسش عطش‌آور است.

2- عیان شدن شخصیت واقعی ناتان

مخاطب در زمان‌های خاصی خود را به‌جای کیلب احساس می‌کند و آن زمانی است که دو شخصیت متمایز و حتی متضاد از ناتان به‌وسیله اعمال و گفتار و خودش در برابر توصیفات آوا از وی را شهود می‌کند. در آن زمان‌های خاص خصوصاً مقاطعی که در اکت‌های میان کیلب و آوا، قطع برق صورت می‌گیرد، مخاطب کاملاً درگیر این سؤال می‌شود که «حق با کیست؟ آوا یا ناتان؟». اوج این مسأله شاید زمانی است که کیلب بطور مخفیانه به اتاق ناتان رفته و فیلم ضبط شده هوش مصنوعی‌های پیشین را می‌بیند که در هر کدام از آنها ناتان برخوردهای خشنی با ساخته‌های دست خودش داشته و موجب نابودی آنها شده است. در واقع در این بخش از فیلم، این کیلب نیست که فیلم‌های آرشیو را مرور می‌کند بلکه مخاطب است که در حال شناخت ناتان است.

اما در نهایت مشخص می‌شود واقعیت بر خلاف روند این دست سکانس‌ها است و حق با ناتان بوده است.

 

 

دیالوگ‌های استراتژیک فیلم

در فیلم، دیالوگ‌های خاصی وجود دارد که بعضاً حتی