بالادیده

بالادیده

فیلم علمی- تخیلی "پرومتئوس" فرضیه‌های مربوط به خاستگاه انسان و روابط آن با موجودات فرازمینی را مورد کنکاش قرار می‌دهد. هرچند ممکن است اغلب افراد این فرضیه را "موهوم و خیالی" پندارند، اما در این فیلم نکات بسیاری وجود دارد که در واقع از لحاظ نمادین بیانگر باورها و فلسفه‌های زرسالاران حاکم بر سیاست های پنهان جهان است. در این گزارش نگاهی اجمالی به جنبه‌های آشکار و غیر آشکار فیلم پرومتئوس خواهیم داشت...


 

ادامه ای بر مجموعه «بیگانه»  (Aliens) ؟

مجموعه بیگانه ها که در سال 1979 با کارگردانی اولین قسمت آن توسط ریدلی اسکات آغاز شد و در سالهای 1986، 92 و 97 میلادی توسط کارگردانان دیگری چون دوید فیچر و جیمز کامرون دنبال شد، پس از یک وقفه نسبتاً طولانی در سال 2012 توسط خود اسکات دوباره به پرده سینما بازگشت.

ریدلی اسکات در فیلم جدید خود با نام پرومتئوس داستان بیگانه­ ها را در زمانی بسیار قبل­تر از آنچه در بیگانه یک شاهد بودیم، آغاز می­کند. در طول سالهایی که بیگانه­ ها به بخشی از چارچوب اصلی ژانر علمی تخیلی در سطح جهان تبدیل شده بودند، تحلیل­های بسیاری درباره وجوه مختلف داستان فیلم ارائه شد.

اینکه این موجودات زشت و ترسناک و در عین حال بسیار هوشمند که از آسمان و فضا آمده­ اند چه منشأیی دارند؟ و اینکه چرا قصد دارند انسان را بیرحمانه از بین ببرند؟ پرسشهایی بود که در هیچ یک از قسمتهای اول تا چهارم بیگانه­ ها پاسخ روشنی نیافت اما همواره مورد توجه مخاطبان و منتقدان مجموعه بیگانه­ ها بود. نشانه­ هایی همچون حضور گربه­ نژاد ایرانی در سفینه­، فسیل مرموز موجودات انسان­وار غول آسا در ابتدای داستان، قرار داشتن منشأ خطر نابودگر در "آسمان"، "بیگانه" نامیده شدن موجودات ناشناخته و معنای سمبلیک حمله بیگانه­ ها که ابتدا به سر قربانی حمله می­کنند و سبب قلبش را تسخیر می­ نمایند، همگی نشانه­ هایی بود که دیدگاه­­های متفاوتی را برای درک چیستی مضمنون چندگانه بیگانه­ مطرح ساخت.


بسیاری از کارشناسان، پرومتئوس را قسمت پنجمی از چهارگانه «بیگانه» می دانند

پرومتئوس به عنوان جدیدترین حلقه از زنجیره بیگانه­ ها مضمون اصلی داستان را صریح تر بیان می­کند و بسیاری از پرسش­هایی را که در چهارقسمت پیشین وجود داشت پاسخ می­دهد. اگر چه تعدد کارگردانها و فاصله زمانی میان قسمتهای چهارگانه بیگانه­ ها و فیلم پرومتئوس، پذیرش یک هدف مشترک برای تمام قسمتها را دشوار می­نماید ولی یکدستی داستان و ارجاعات مکرر قسمتهای مختلف مجموعه بیگانه ها به یکدیگر در کنار حضور "دان اُبانون" و "رولاند شوست" که نویسندگان اصلی هر پنج قسمت فیلم و تهیه کننده برخی قسمتهای آنها هستند، تردیدی باقی نمی­گذارد که بیگانه­ ها یک مجموعه یکپارچه و حساب­ شده است که هدف خاصی را دنبال می ­کند.


خلاصه ای از داستان فیلم
این روزها فیلم‌های متعددی وجود دارند که موضوع بیگانگان عصبانی و خشمگین را به تصویر می‌کشند، از اینرو می‌توان فیلم پرومتئوس را در زمره آنها دانست. با این وجود، هرچند اغلب فیلم‌های با موضوع بیگانگان در نهایت با شلیک پیاپی قهرمان فیلم به چهره‌ زشت این بیگانگان آن هم پیش از نابودی کره زمین پایان می‌یابد، اما فیلم پرومتئوس در واقع داستانی را دنبال می‌کند که بر پاسخ سوالات بی‌پایان انسان‌ها در رابطه با خاستگاه بشریت تمرکز دارد، برای مثال، اینکه: "ما از کجا می‌آییم؟" و اینکه "ما چرا اینجا هستیم؟"... در همین لحظات است که قهرمان فیلم دهها گلوله به طرف چهره زشت و چندش‌آور بیگانگان شلیک می‌کند.


این فیلم ماجرای دانشمندانی را بازگو می‌کند که در غاری آثار باستانی را کشف می‌کنند که بر روی آنها تصاویر مسافرانی از سیاره دیگر حک شده است. این دانشمندان برای تحقیق و مطالعه پیرامون آثار باستانی مکشوفه با حمایت مالی یک موسسه بزرگ و معروف به یک ماموریت فضایی می‌روند تا سیاره موردنظر را پیدا کنند و پاسخ سوالات مهم خود را از موجودات بیگانه جویا شوند. این فرضیه مبتنی بر تئوری‌های علمی فضانوردان دوران باستان است که هزاران سال قبل آن را مطرح کرده بودند مبنی بر اینکه انسان‌های زمینی با نژاد برتری از بیگانگان در ارتباط بودند.


همانطور که از عنوان این فیلم بر می‌آید، پرومتئوس آکنده از نشانه‌های روش‌شناسی و نمادگرایی است که به این فیلم جلوه‌ای از تعلیق و رمز و راز می‌بخشد. هرچند این فیلم در ظاهر به سفر انسان به فضا با هدف جستجو و یافتن موجودات بیگانه می‌پردازد اما پرومتئوس را می‌توان در واقع استعاره‌ای از روشنگری معنوی دانست که توسط جوامع علاقمند به علوم خفیه تجسم می‌یابد. حال بیائید به مفاهیمی که در این فیلم مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند، نگاهی بیاندازیم.

مهندسان؟

پرومتئوس با تصویری از پراکنده شدن سلولهای بنیادین خلقت انسان در زمین توسط یک موجود انساگونه غول پیکر فضایی که با وسیله­ای شبیه به بشقاب پرنده به اینجا آمده است، آغاز می­شود. دکتر شاو و گروهش در آثار به جا مانده از تمدنهای مختلف باستان نشانه­های یک معبود آسمانی را در کهکشانی دور رصد کرده ­اند. آنها با سفینه­ای راهی آنجا می­شوند تا "مهندسین" انسان یا همان خدایان خالق نوع بشر را بیابند.

منطق اصلی فیلم درباره خلقت انسان­ها توسط این مهندسین که در تعارض با ایمان مسیحی دکتر شاو قرار می­گیرد، این فیلم را به یک مجموعه اعتقادی کفراندیشانه و خرافی تبدیل می­کند که در تقابل صریح با آموزه ­های ادیان وحیانی است؛ مجموعه اعتقادی­ ای که مشابه آن را می­توان در تعالیم شرک ­آلود پیشامسیحی و فرقه­های نوظهور دهه­های اخیر به خوبی مشاهده کرد. در واقع این فیلم را باید کدگشایی از چهار قسمت پیشین بیگانه­ ها به شمار آورد.

منشأ تمام وحشت و زشتی موجودات بیگانه در قسمتهای اول تا چهارم در اینجا به مهندسین یا همان خالقین انسان بازگشت داده می­ شود. اسکات در مصاحبه­ ای گفته بود که پیشتر قصد داشته نام بهشت یا آسمان را برای فیلم انتخاب کند. او دلیل این کار را اینگونه توضیح داده بود که در این فیلم ما متوجه می­شویم بهشت هم ممکن است بر خلاف تصور ما جایی شوم و شیطانی باشد. همچنان که دیده می­شود خود اسکات تأکید دارد که قصد داشته مفاهیم عمومی دینی را در ذهن مخاطبان به چالش بکشد

.

در ابتدای فیلم، یک بیگانه شبه انسان پس از فرود بر روی کره زمین، مایع عجیبی را می‌نوشد.


یک موجود بیگانه با یک سفینه غول پیکر بر روی کره زمین فرود می‌آید. موجود بیگانه پس از نوشیدن مایع آن را کاملاً‌ تجزیه کرده و محتوای آن را به درون آب می‌ریزد.


موجود بیگانه این مایع عجیب را تا کوچکترین ذرات تشکیل‌دهنده یعنی در سطح مولکول DNA تجزیه نموده و برای خلق گونه جدیدی از حیات آن را با آب کره زمین در هم می‌آمیزد.

مولکول‌های میکروسکپی DNA این مایع عجیب در درون آب از لحاظ بیوژنتیکی واکنش می‌دهد و در ادامه تک سلول‌های درون آب بتدریج تکثیر می‌یابند. این صحنه در واقع بیانگر فرضیه اصلی سازندگان فیلم در خصوص نحوه شکل‌گیری حیات انسان بر روی کره زمین است.

 


در صحنه تیتراژ فیلم، تک سلولی به تصویر کشیده می‌شود که در حال تکثیر خود است و حیات را بر روی کره زمین بنیان می‌نهد.

در ادامه، فیلم با پخش سریع تصاویر به سال 2089 می‌رسد جائیکه دو باستان‌شناس، با نقش آفرینی "الیزابت شاو" و "چارلی هالووی" در حال کاوش غاری در اسکاتلند هستند‌. در داخل این غار، باستان‌شناسان نگاره‌ای را کشف می‌کنند که توسط مردی غارنشین حک شده بود. در این تصویر منقوش، انسان‌ها نگاه خود را به ستاره‌ای دوخته‌اند که در آسمان در حال شکل‌گیری است. محققان درمی‌یابند که نحوه شکل‌گیری این نوع ستاره خاص را می‌توان در هنر برخی فرهنگ‌های کهن جست.


نحوه شکل‌گیری ستاره موردنظر در این نقاشی شبیه به هنر مصریان باستان، سومری‌ها و سرخپوستان مایا است.

باستان‌شناسان معتقدند که بیگانگان (آنها را "مهندس" می‌نامند) از فرآیند شکل‌گیری این ستاره خاص موجودیت یافته و پس از آن حیات انسان را بر روی کره زمین شکل می‌دهند. این کشف جدید آنها را وامی‌دارد تا عازم یک ماموریت فضایی شوند بلکه سیاره موردنظر را پیدا کرده و بتوانند پاسخ سوالات خود را از مهندسان جویا شوند.

فرضیه این فیلم تا حدود زیادی از تئوری الحادی "فضانوردان دوران باستان" الهام می‌گیرد که در اصل نویسندگانی همچون "اریک فون دانکن" و "رابرت تمپل" آن را مطرح کرده بودند. آنها معتقد بودند انسان یا توسط موجودات سیاره دیگری خلق شده است یا با "کمک" آنها پا به این کره خاکی نهاده است.

ریدلی اسکات؛ کارگردان فیلم پرومتئوس


به نظر می‌رسد ریدلی اسکات، کارگردان فیم پرومتئوس، این فرضیه را قبول دارد. وی در گفتگو با "هالیوود ریپورتر" اظهار داشت:

"ناسا و واتیکان معتقدند این فرضیه از لحاظ ریاضی غیرممکن است، اما در مسیر تکامل بشریت بدون کمک هرگز نمی‌توانستیم جایی باشیم که امروز هستیم... این همان صحنه‌ای است که ما (در فیلم) به آن نگاه می‌کنیم، ‌یعنی به عقاید اریک فون دانکن مبنی بر اینکه خاستگاه ما انسان‌ها از کجاست."


هالیوود ریپورتر: "فیلم بیگانه ریدلی اسکات از تئوری فضانوردان دوران باستان الهام گرفته است."

ریدلی اسکات کارگردان پرومتئوس همواره در هالیوود به موضوعات خاص س