بالادیده

بالادیده

 55ایلّومیناتی (Illuminati) همان اتاق فکر برای رأس فراماسون یا بهتر بگوییم «اتاق فکر شیطان» است. کلیات تمامی تصمیمات برای تشکیل حکومت جهانی و سلطه بر جهان تحت عنوان «تئوری توطئه»، در ایلومیناتی طراحی، تدوین، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی شده و جهت اجرا در کنفرانس سالانه‌ی بیلدربرگ (Bilderberg) که هر ساله با شرکت حدود 130 تن از بانکداران، سیاسیون، نظامی‌ها و اصحاب رسانه تشکیل می‌گردد، دیکته و ابلاغ می‌شود.

 

 

Iranpn - سازمان‌های اداره‌ کننده‌ی جهان: Illuminati   - ایلّومیناتی، اتاق فکر شیطان/ فصل دوم  :

 

 

 

4در فصل اول خواندیم که آدام وایسهاپت (Adam Weishaupt  ) متولد 1748 در ایالت بایرن، دو رگه آلمانی الاصل را بنیانگذار اولیه ایلومیناتی معرفی کرده‌اند.

گفته‌اند واژه لاتینی (illuminatus) اسم مفعول (illmint) به معنای روشن شده یا نورانی است.  چرا که ایلّومیناتی تنها یک سازمان یا نهاد سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری سیاسی یا حکومتی نیست. بلکه مبتنی بر نوعی اعتقاد و مذهب بنا شده است که در اصطلاح فارسی به آن «شیطان‌پرستی» می‌گوییم، که دین، آیین و مذهب فراماسون می‌باشد و بدین جهت خود را «اشراقیون» یا همان «روشنفکران» می‌نامند.

 

 

ریشه‌های اعتقادی:

اگر چه ایلّومیناتی باوریا (Bavarian Illuminati) پایه و ابتدای این تشکیلات قلمداد می‌گردد، اما نوع تفکر و باورهای آنان نشأت گرفته از «اسرائیلیات» یا همان خرافه‌های هزاران ساله و گرایش به سحر، جادوگری و احضار ارواح یهودیان سلف است که باورهای آنها نیز ریشه در مذاهب شیطان‌پرستی قبل از خود دارد.

از این رو شاهدیم که ایلّومیناتی به عنوان «اتاق فکر شیطان»، بیش از هر قشر و طبقه‌ای به ساحران و جادوگران اهمیت می‌دهد و قبل از هر مقوله‌ای وارد علم پزشکی می‌شود. چرا که مهم‌ترین مسئله برای آنان، دست‌یابی به «قدرت‌های طبیعی بشر»، به عنوان جایگزین و نیز مقابله کننده با قدرت‌های روحی و معنوی و الهام گرفته از وحی و آموزه‌های دینی و علوم آسمانی می‌باشد.

ابلیس در میان همه‌ی فرقه‌های شیطان‌پرستی (Satanism  ) به عنوان بزرگ‌ترین قدرت در حیات طبیعی بشر شناخته می‌شود و در واقع برای دشمنی و جنگ با خدا و هر آن چه نامش را ماوراء الطبیعه می‌گذارند، نیروی به جز طبیعت وجود نخواهد داشت و آنان معتقدند که در عالم طبیعت نیز موجود و نیرویی قوی‌تر از ابلیس وجود ندارد. لذا باید خود را لشکریان (جنود) ابلیس بدانند و با تکیه به قدرت او، قدرت‌های طبیعی (بدنی) انسان را کشف کنند، تا با طبیعتی قدرتمند، به جنگ ماورای طبیعت بروند.

 

 

عرفان‌های کاذب در اشکال قدیمی و مدرن:

شیطان‌پرستان که ابلیس را به خاطر نافرمانی و خودداری از توبه‌اش، محبوس در غاری در یک سیاره‌ی ناشناس می‌دانند که با همه‌ی عالم طبیعت و از جمله انسان مرتبط است و تلاش دارند با دستیابی به قدرت‌های طبیعی او را کشف و از بند خلاص کنند، ریاضت‌های گوناگونی را بر خود تحمیل می‌کنند تا با قدرت بخشیدن به ذهن و نیروهای طبیعی و نهفته در بدن انسان، بتوانند قدرتمند شده و به مقصود برسند.

این ریاضت‌ها و دستآوردهای آن در گذشته بسیار عریان بود و امروزه در اغلب مذاهب و معابد هندوستان و چین و کشورهای خاوردور نیز وجود دارد. اما سبک مدرن آن با استفاده از رشد علم پزشکی وارد مقوله‌ی روان، ذهن و تربیت بدن شده است و تحت عناوینی چون برخی از سبک‌های یوگا و یا کنترل ذهن، قدرت ذهن و ... ترویج و القا می‌گردد و به همین دلیل روی مباحث «روان‌شناختی» تکیه بیشتری دارند.

 

شیطان‌پرستان نیز نام این ریاضت‌های خود را «عرفان» گذاشته‌اند و با تأسی به روش‌های اغوایی ابلیس، به هر فرهنگ ملّی و یا مذهبی، به نام خودشان وارد می‌شوند. از این رو به و بنا بر ضرورت و نیاز، به دو گروه عمده تقسیم شده‌اند که عبارتند از شیطان‌پرستان خداگرا – و – شیطان‌پرستان کافر به خدا.

شیطان‌پرستان طبیعت‌گرا و کافر به خدا، علم تجربی را حربه‌ی خود کرده‌اند و شیطان‌پرستان خداگرا نیز به هر مذهب و فرقه‌ای به نام خودشان وارد می‌شوند. لذا هم کلیسای شیطان‌پرستان و کشیش‌های شیطان پرست (مثل همان کشیشی که در امریکا قرآن آتش می‌زند) وجود دارد و هم فرق به اصطلاح مسلمان شیطان پرست. اگر به ویژه به تاریخ سه یا دو دهه‌ی اخیر ایران،‌ یعنی درست پس از انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران نگاهی گذرا بیاندازیم، مشهود خواهد بود چقدر عرفان‌های کاذب به بازار عرضه شده است و چقدر [اخیراً] شیطان‌پرستی به صورت غیر مستقیم و مستقیم تبلیغ می‌گردد؟!

ابتدا به ناگاه رمالی و فال‌گیری و دعانویسی و ... باب شد. سپس اشخاصی که مستقیم با انگلیس ارتباط داشتند، خود را نایب و یا حتی امام زمان خواندند، گوره دیگری با بار رفتارهای شیطانی، چون به زنجیر کشیدن قرآن، آلوده کردن آن و ... سعی کردند به نام اسلام به قدرت‌های شیطانی دستSatanism) است که به اشکال مختلف وارد فرهنگ‌ها شده و تبلیغ می‌نمایند.

 

یابند. گروهی پیدا شدند و گفتند: ابلیس نیز چون نامش در قرآن آمده مقدس است – گروه دیگری قرآن را (حتی هر آیه را) از آخر به اول می‌خواندند و مدعی بودند که این روش پی بردن به اسرار و به دست آوردن قدرت جهت برآورده شدن حاجات است – گروه دیگری به معرفی چاک‌راه‌های بدن پرداخته و علت و اثر سجده را اتصال این چاک‌راه‌ها به زمین و دادن بدی‌ها به زمین و گرفتن انرژی مثبت از زمین (یعنی تعاریف و علل مادی) معرفی کردند – عده‌ای دیگر بازار «انرژی» مثبت یا منفی و نیز هاله‌های نوری و رنگ آنها را گرم کردند ... و بالاخره عده‌ای هم بسیار علمی (تجربی) وارد شده و با کمک گرفتن از قوانین فیزیک و آمیخته کردن آن با خرافه‌ها و ...، از حلقه‌های کیهانی دم زدند و همگی بلا استثناء با تلاوت و فهم قرآن، نماز، روزه و سایر عبادات، رجوع به علما و فقها و... مخالف داشتند. چرا که اینها همه فرق مختلف همان شیطان‌پرستی (Satanism) است که به اشکال مختلف وارد فرهنگ‌ها شده و تبلیغ می‌نمایند.

در غرب نیز هم‌زمان و به مراتب بیشتر از ایران و کشورهای اسلامی، شیطان‌پرستی علنی به راه افتاد و خود را در فیلم‌ها، موسیقی‌ها، تأترها، رومان‌ها، مبلغین و ... به نمایش گذاشت. تا جایی که سیاستمداران نامی در انتخابات و یا حتی تیم‌های ورزشی، به صورت علنی عروسکی از شیطان را همراه می‌آوردند و به جادوگران متوسل می‌شدند تا پیروز شوند.

 

خلفای شیطان در زمین - سران اصلی:

رأس فراماسون، شخص ابلیس لعین است که برای اغوای بشر در جنگ با خدا، از تشکیلات گسترده‌ی خود که متشکل از سایر شیاطین از گروه جنّیان می‌باشد برخوردار بوده و سپاهیان و تشکیلات عریض و طویلی دارد و بالتبع رأس ایلّومیناتی نیز همان ابلیس و جنود او هستند. اما اغوای بشر و سلطه بر جهان، مستلزم برخورداری از شیاطین انس (از نوع انسان) و تشکیلات گسترده‌ی انسان‌های شیطان می‌باشد. چنان چه در قرآن کریم نیز به «شیاطین انس و جنّ» اشاره و تصریح شده است که کار اول آنها، دشمنی با خداست، لذا انبیای و ادیان الهی در زمین را هدف می‌گیرند:

وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُونَ (الأنعام، 112)

ترجمه: بدینگونه هر پیغمبرى را دشمنى نهادیم از دیونهادان (شیاطین) انس و جن که براى فریب، گفتار آراسته به یکدیگر القا مى‏کنند، اگر پروردگار تو مى‏خواست چنین نمى‏کردند پس ایشان را با چیزهایى که مى‏سازند واگذار .

از این رو لازم است سلسله‌ مراتب شیطنت، اتصال سازماندهی شده‌ای با نوع بشر داشته باشد. این اتصال، حلقه‌ی اول و حلقه‌های اولیه‌ای دارد که می‌‌توان به آنها خلفا یا نمایندگان مستقیم ابلیس در زمین گفت. این تشکیلات هرمی موظف است که فرامین ابلیسی از رأس هرم به بدنه و از آن به دامنه و کف (توده‌ی مردم) برساند. اما نفرات اول کیانند؟

هدف اصلی القایی ابلیس به بشر، که در ایلّومیناتی طراحی و برنامه‌ریزی می‌شود، مبتنی بر سه اصل رسیدن به «قدرت» - «ثروت» و «تسلط بر زندگی و مرگ خود و دیگران» است. لذا گفته می‌شود که همیشه 13 نفر از ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد در جهان که در لژ اعظم فراماسون قرار گرفته‌اند، گردانندگان اصلی ایلومیناتی هستند و هر کدام که بمیرد، نفر بعدی در جهان جایگزین او می‌گردد.

اما نام این افراد همیشه مخفی است. آیا نفر اول پس از شیطان در میان انسان‌ها، ملکه الیزابت انگلیس است و آن طور که می‌گویند، انگلیس و لندن پایتخت حکومت ابلیس در زمین است؟ آیا آن طور که می‌گویند: جرج بوش و کلینتون از نسل 13 نفر اولیه هستند که ابتدا به صورت مخفی شبکه قدرت و سلطه را ایجاد کردند و هم چنان نسل به نسل قدرت و ثروت را در اختیار گرفتند؟ همان‌هایی که در اولین شاکله‌ی فراماسون با یک دیگر پیمان خون بستند و خط خون مقدس را تشکیل داده و هم چنان ادامه می‌دهند. (Bloodlines of the Illuminati     13  ). آیا راک فلر و کیسینجر که از بنیانگذاران، اداره کنندگان و اعضای ثابت کنفرانس سالانه بیلدربرگ هستند، جزو همین 13 نفر اولیه در عصر حاضر می‌باشند؟ آیا جان اف کندی و خانواده‌ی آستور و راتسچیلد از همین گروه بوده و هستند؟ آیا الگور همسر کلینتون که کتاب معروف «الگور» را در جادوگر شناسی تألیف کرده، در همین رده یا یک رده پایین‌تر است؟ به راستی چه لزوم و ضرورتی دارد که شخصیت‌هایی چون کلینتون و جرج بوش پسر و سایر سران و مشاهیر قدرت و ثروت در جهان، در مهم‌ترین حضورهای خود، با انگشتان‌ دست‌شان سیگنال شیطان‌پرستی که معنای «شیطان، من تو را دوست دارم - "I love you, Devil  "» را نشان بدهند؟!

در هر حال اگر محدود بودن تعداد 13 نفر [که تا چن