بالادیده

بالادیده

تندیس های طلایی

شعر تندیس های طلایی + ملودی شعر

رود با اندوه بی پایان خود

می رود تا راهی دریا شود

خوب می داند که بی آغوش کوه

باز  هم  تنها ترین  تنها شود

 

در میان کوشش و جوش و خروش

کوه می نالد مرو با من بمان

رود می گوید که این تقدیر ماست

اندکی این نغمه را با من بخوان

 

ای امان از دوری و دلدادگی

ای امان از لحظه ی آوارگی

ای امان از درد های نا تمام

ای امان از غصه و بیچارگی

 

***

این منم کوهی که در اوج غرور

کوه را تنهای تنها جا گذاشت

دل به دریا می زنم اما چه سود

قلب من بر آرمانها پا گذاشت


ای طلایی رنگ  ای بالا نشین

باز هم با گرمی و شور و شتاب

با تمام جلوه های بی مثال

بهر آزادی این شیدا بتاب

 

دوست دارم ذره ذره فوج فوج

از طناب آسمان بالاروم

تکه ی ابری شوم آشفته حال

تا  فراز  قله ای  والا  روم

 

بهترین تندیس این دنیای پست

غیرت و آزادی و آزادگیست

زیر بار منت دنیا شدن

سختی و بیماری و آوارگیست

*

آتش به اختیار
بالادیده

تعداد نظر های داده شده (۱)

شعر عالی بود.
موسیقی هم خوب بود ولی اگه در استودیو ضبط می شد عالی بود.

ارسال نظر(ایمیل اجباری نیست

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بالادیده