بالادیده

بالادیده

التماس بازگشت

 

شامگاهی که مرا غم زده پیدا کردی

به پریشانی من سخت تماشا کردی

 

باده ای دادی و با عشوه ی فرهاد کشت

جان به قربانی آن قامت بالا کردی

 

من به شیدایی مجنون و تو افسوس که باز

روی بر سیره ی شیرینی لیلا کردی

 

سالیانیست که در خیل عزادارانم

چه بگویم که به جانم چه بلاها کردی

 

ظلم این نیست که حقی زکسی بستانی

ظلم این است که مارا زخودت واکردی

 

حال برگرد بیا مونس غم هایم باش

که دراین لحظه تو دیدار خدا راکردی

 

ای رها باز چه دیدی که به طوفان بلا

این چنین قافیه را راهی دریا کردی

***

آتش به اختیار
بالادیده

تعداد نظر های داده شده (۳)

سلام استاد .هم شعرتون فوق العاده بود هم تک نوازی سنتور .سوز خاصی داشت منو به گذشته هام برد هرچند خاطرات تلخی با سنتور دارم ولی همیشه ازش لذت میبردم .تلخ لذت بخش

پاسخ مدیر سایت:
سلام ممنون که سرزدید.لطف دارین.
بنده از 13سالگی نوازندگی رو فرا گفتم و خاطرات زیادی هم با سنتور دارم که هم تلخه هم شیرین
.
سنتور هم لذت بخشه هم شورانگیز ولی من تار رو بیشتر دوست دارم

شامگاهی که مرا غم زده پیدا کردی

به پریشانی من سخت تماشا کردی

 

باده ای دادی و با عشوه ی فرهاد کشت

جان به قربانی آن قامت بالا کردی

مرسی عالی بود........

پاسخ مدیر سایت:
ممنون

ارسال نظر(ایمیل اجباری نیست

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بالادیده