بالادیده

بالادیده
کالبد شکافی یک دروغ ده ساله
«سعید شیرخانی»

مرگ حدود سه هزار انسان در یازدهم سپتامبر 2001، بر اثر فروریختن برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک را شاید بتوان واقعه ای دانست که هیچ گاه از ذهن بشر امروز پاک نمی شود. چرا که در کنار این ضایعه و از دست رفتن جان هم نوعان، بشر امروز شاهد چند دروغ بزرگ پس از آن بود، دروغ هایی که آن ها را هم مانند خود حادثه می توان بزرگترین در زمان خود دانست.
 عده ای مواد منفجره را به راحتی و بدون هیچ مشکل امنیتی وارد هواپیما می کنند، به سادگی هواپیماهای مسافری غول پیکری را به سرقت می برند و بدون مقاومت جنگنده های ارتش به مرکز شهر می رسند و دو برج بلند را با خاک یکسان می کنند...

دروغ بعدی، توجیه جنگی خانمان سوز بود که به تجاوز و اشغال افغانستان و قتل دهها هزار غیرنظامی در این کشور منجر شد، توجیهی که حادثه یازده سپتامبر را به القاعده و بن لادن مربوط می کرد و انتقام را در اشغال افغانستان، جنگ رو در رو با القاعده و ساخت چندین پایگاه نظامی و جاسوسی در جنوب غربی آسیا (خاور میانه) می دید.

آخرین دلیل برای اثبات اهمیت افغانستان را شاید بتوان مبدأ پروازی پهپادهای امریکایی شکار شده در خاک کشورمان دانست.
 اما اوج دروغ ها، ده سال بعد از واقعه ای اصلی، در اول ماه می 2011 به وقوع پیوست، ارتش امریکا و سازمان جاسوسی سیا، با بهره گیری از تکنولوژی روز و برترین امکانات، در یافتن رهبر غارنشین گروهی افراطی و عقب مانده، عاجز بودند و حالا بعد از ده سال ادعا می کنند در عملیاتی مخفیانه، بن لادن را در خانه اش به قتل رسانده اند، خانه ای که در مرز پاکستان واقع است.
بعد از بیست و چهار ساعت جنازه ی بن لادن را طبق مدعای کاخ سفید، همانند آداب و رسوم مسلمانان به دریا می اندازند، آداب و رسومی که بدعت کاخ سفید به حساب می آید.
شاید این تاخیر ده ساله، تنها یک دلیل داشته باشد و آن مرگ طبیعی بن لادن بر اثر بیماری در اواسط دسامبر 2001 باشد و در طول این ده سال امریکایی ها به دنبال هیچ بوده اند و با انتشار این خبر تنها موفق شدند درصد محبوبیت اوباما را بالا برده و تجاوز خود را توجیه کنند.

تاثیر واقعه ی یازده سپتامبر بر سینمای آمریکا، تاثیری عمیق است که خروجی اش را در صدها مستند و اثر سینمایی و تلویزیونی می توان دید.

 از اشارات مستقیم تا نیم نگاهی به این مسئله، همچون فرار شخصیت اصلی فیلم «ساعت بیست و پنجم» از امریکای شرقی پر از مهاجر به غرب اصیل و سکانسی که او در مقابل آینه به تمام مهاجرین و نژادها از جمله مسلمانان افراطی عامل حادثه ی یازده سپتامبر ناسزا می گوید.
«کاترین بیگلو» کارگردان زن امریکایی که پیش از این به خاطر فیلم «مهلکه» موفق به دریافت جایزه اسکار شده بود، با همراهی و کمک نویسنده ی همان اثر، «مارک بول»، به روایت یازده سپتامبر 2001 تا یکم می 2011 می پردازد و مخاطب را 157 دقیقه با خود همراه کرده و جزء به جزء این عملیات ده ساله راه به تصویر می کشد.


کاترین بیگلوگارگردان فیلم

عملیاتی که در ابتدای فیلم ادعای حقیقی بودن دارد و در پایان تیتراژ و در پاراگرافی ریز، از واقعیت پایه ی داستان و غیرواقعی بودن شخصیت ها و جزئیات برای دراماتیزه کردن سخن می گوید.

«مارک بول» نویسنده ی جوان فیلم که تهیه کنندگی را نیز بر عهده دارد، در کارنامه ی کوچک خود در حوزه ی نویسندگی، داستان فیلم «در دره الاه» و فیلم نامه ی دو اثر بیگلو، «مهلکه» و «سی دقیقه پس از نیمه شب» را جای داده است.

«مارک بول»

این کارنامه را شاید بتوان مدرکی دانست از نوع مدیریت هالی وود، چرا که رویکرد فیلم «در دره الاه»، رویکردی ضد جنگ و ضد سیاست های امریکاست و آخرین اثر بیگلو را می توان به طور کلی اثری سفارشی از سوی دولت و سازمان سیا دانست.

 اینجاست که منافع ملی امریکا برای نویسنده و مدیر هالی وودی بر همه چیز برتری پیدا می کند. اهتزاز پرچم وارونه در پایان فیلم «در دره الاه» و قاب شیشه ای پرچم در «سی دقیقه پس از نیمه شب».
صداهای متفاوتی از حادثه ی یازدهم سپتامبر می شنویم و بلافاصله وارد اتاق شکنجه سازمان سیا در یکی از کشورهای عربی می شویم.
 
 جوانی به نام عمار در وسط اتاقی قرار دارد و دست هایش مانند عروسک خیمه شب بازی به طناب بسته شده است، آب و غذایش بر عهده ی مامور شکنجه ریشویی است که روی ساعد دستش خالکوبی «بسم الله» دارد و هر لحظه که از او اطلاعاتی در خواست کند و آنرا به دست نیاورد، انواع شکنجه را بر او اعمال می کند.

عمار برخلاف عقاید افراطی اش و وابستگی به القاعده، می تواند نماد اسلام باشد، اسلامی که کنترل دست هایش به واسطه ی طناب به غرب متصل است و در پایان، همه ی اطلاعات را به آن ها می دهد.

 در نیمه ی اول فیلم مخاطب شاهد شکنجه های بسیاری است و «مایا» (شخصیت اصلی و زنی که نقشی کلیدی، در ترور بن لادن ایفا می کند) در ابتدا از این شکنجه ها رنج می برد اما ذره ذره خود نیز راه و رسم کار را کشف می کند و می فهمد که در برابر مسلمانان راهی جز این ندارد.

 طبیعی نشان دادن و توجیه شکنجه در فیلم به نحوی است که کنگره امریکا خواستار تحقیق درباره ی اهمیت نقش شکنجه در عملیات شد و عده ای از دولتمردان به نمایش این شکنجه اعتراض کردند.

 در میان همین درگیری ها، «اسلاوی ژیژک»، نظریه پرداز و جامعه شناس اسلووانیایی، «سی دقیقه پس از نیمه شب» را نشانه ی خلاء اخلاقی دانست که امریکا آرام آرام به آن نزدیک می شود.

ژیژک به مامور ریشوی جین پوش سیا که استاد شکنجه بود اشاره می کند، که در نیمه ی دوم فیلم به سیاستمدار شیک پوش واشنگتنی تبدیل می شود.

«مایا» که همنام همسر زئوس، خدای خدایان است، با تلاش بی وقفه خود، امید بسیار و از دست دادن دوستان در این مسیر، بالاخره عملیات را به مرحله ی اجرا می رساند، مسئولین را قانع می سازد، مانند مادری مهربان با سربازان عملیات صحبت کرده، بدرقه شان می کند و چشم انتظار بازگشت شان می ماند و در پایان، بعد از تایید هویت بن لادن، کیسه ی جنازه را با نفرت می بندد و نفسی راحت می کشد.

مایا از جمیع جهات نماد مادر و نماد کشور امریکاست. زنی که با رگه های فمنیستی گنجانده شده توسط بیگلو در شخصیتش، تمایلی به مردان ندارد و تنها به کشور، دوستان و هدفش می اندیشد.

«سی دقیقه پس از نیمه شب» علاوه بر آنکه هیچ اشاره ای به در دریا انداختن بن لادن نمی کند، پر از اشکالات ریز و درشت است، از نقایص زبانی، مانند عربی سخن گفتن شخصیت های پاکستانی تا حضور مرسدسی پر از تروریست های مسلح در درب منزل دیپلمات، درحالی که محله دیپلمات ها در اسلام آباد تحت محاصره ی نظامی قرار دارد.
«سی دقیقه پس از نیمه شب» با رویکردی اپیزودیک و مستند گونه به روایتی طولانی و گاها خسته کننده و بدون کشش از این عملیات می پردازد که تنها خوش ساخت بودن، می تواند دلیلی بر ادامه ی تماشای فیلم از سوی مخاطب باشد.

لیست بازیگران فیلم، لیست بلند بالا و چند ملیتی است که از «همایون ارشادی» در نقش یکی از افراد بازداشتی القاعده تا «جسیکا چستین»، مادر مهربان «درخت زندگی» ترنس مالیک، در نقش مایا را شامل می شود.


همایون ارشادی

کاترین بیگلو در فراز و نشیب های فراوان و با بودجه ی چهل میلیون دلاری توانست نامزدی تدوین، بهترین فیلم، بازیگر زن، فیلم نامه و اسکار بهترین تدوین صدا را از آن خود کند، در حالی که با توجه به موضوع و لحن فیلمش، انتظار جوایز بیشتری را داشت.
 

منبع: رویکرد

محمدجمالی
بالادیده

تعداد نظر های داده شده (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر(ایمیل اجباری نیست

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بالادیده