بالادیده

بالادیده

امور خارق‏العاده ، دو قسم اند: یکى ، آنهایى که هر چند اسباب و علل عادى ندارند، اما اسباب غیر عادى آنها کم و بیش در اختیار بشر قرار مى‏گیرد ؛ یعنى مى‏توان با آموزش و تمرین‏هاى ویژه‏اى به آنها دست یافت ؛ مانند: کارهاى مرتاضان. دیگر، کارهاى خارق العادى است که فقط به اذن خاص خداوند تحقق می یابند

برخى پدیده‏ هاى این جهان از راه اسباب و عللى تحقّق مى‏ یابند که با آزمایش‏هاى گوناگون مى‏توان آنها را شناخت؛ مانند: بیشتر پدیده‏هاى فیزیکى، شیمیایى، زیستى و روانى. امّا برخى کارها را نمى‏توان با اسباب و علل یا آزمایش‏هاى حسى شناخت؛ زیرا امورى غیر عادّى در پدید آمدن این گونه کارها مؤثر است؛ مانند: کارهاى شگفت انگیزى که مرتاضان انجام مى‏دهند که متخصصان علوم مختلف گواهى مى‏دهند این کارها براساس قوانین علوم تجربى تحقّق نمى‏یابند و آنها را امور خارق‏العاده مى‏نامند...


امور خارق‏العاده ، دو قسم اند: یکى ، آنهایى که هر چند اسباب و علل عادى ندارند، اما اسباب غیر عادى آنها کم و بیش در اختیار بشر قرار مى‏گیرد ؛ یعنى مى‏توان با آموزش و تمرین‏هاى ویژه‏اى به آنها دست یافت ؛ مانند: کارهاى مرتاضان. دیگر، کارهاى خارق العادى است که فقط به اذن خاص خداوند تحقق مى‏یابند. (آیت اللَّه مصباح یزدى، آموزش عقاید، درس بیست و چهارم.)

 

تعریف فشرده اى از سحر

در این که سحر چیست و از چه تاریخى به وجود آمده است، بحث هاى فراوانى وجود دارد. مشکل است تاریخ معیّنى بتوان براى آن تعیین کرد؛ ولى مى توان گفت: سحر در اصل به معناى: «هر کار و هر چیزى است که سرچشمه آن پنهان باشد» و معمولا به کارهاى خارق العاده اى مى گویند که با استفاده از وسایل مختلف انجام مى شود و هدف از آن اغفال و فریب مردم است.

گاهى از عوامل تلقینى در آن استفاده مى کنند، یعنى با تلقین هاى قوى و مؤثر؛ مسائلى را در نظر عوام منعکس مى کنند که واقعیّتى ندارد و گاه از تردستى و خدعه و نیرنگ و به اصطلاح چشم بندى بهره مى گیرند. به این ترتیب که بینندگان را سرگرم مسائلى کرده سپس با سرعت و مهارت چیزهایى را جابه جا و دگرگون مى سازند که به بینندگان هرگز متوجّه این جابجایى و دگرگونى ها نشوند؛ بلکه آن را یک خارق عادت مى پندارند.

گاهى از خواصّ ناشناخته فیزیکى و شیمیایى بعضى از اجسام، یا مسائلى مربوط به چگونگى تابش نور از زوایاى مختلف بهره مى گیرند؛ به طورى که بینندگان، امور خارق عادتى را در برابر خود مى بینند که از اسرار آن بى‌خبرند.

خلاصه آنکه آنها از طریق ارتباط با ارواح و کمک گرفتن از شیاطین، امور خارق العاده اى را انجام مى دهند و همه اینها در مفهوم جامع لغوى کلمه «سحر» درج است.

 

اعمالی که از مرتاضین دیده می شود با معجزه چه فرقی دارد؟

کارهاى مرتاضان غالبا که از طریق تمرین هاى شاقّ و تمرکز نیروهاى روحى و جسمى انجام مى گیرد را نیز مى توان نوعى سحر شمرد؛ هر چند گاهى آن را خارق عادتى در برابر سحر قرار مى دهند.

به هر حال انجام این امور، از سوى بعضى از انسان ها غیر قابل انکار است. مهم آن است که ویژگى هاى معجزات و سحر و خارق عادات مرتاضان را در نظر بگیریم، تا تفاوت آن با معجزات انبیاء کاملاً روشن شود.

تفاوت روشن میان معجزه و سحر

قرآن مجید با تعبیرات دقیقى به تفاوت میان سحر و معجزه اشاره کرده است:

«قالَ مُوسى ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ اِنَّ اللّهَ سَیُبْطِلُهُ اِنَّ اللّهَ لایُصْلِحُ عَمَل الْمُفْسِدینَ : موسى گفت آنچه را شما آوردید سحر است، خداوند به زودى آن را ابطال مى کند، چرا که خداوند عمل مفسدان را اصلاح نمى نماید.» (یونس/ 81)

در جاى دیگر در خطابى که خداوند به موسى(علیه السلام) کرده، مى فرماید: «نترس تو، برترى: لاتَخَفْ اِنَّکَ اَنْتَ الاَْعْلى» و سپس مى افزاید: «وَاَلْقِ ما فى یَمینِکَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا اِنَّما صَنَعُوا کَیْدُ ساحِر وَلایُفْلِحُ السّاحِرُ حَیْثُ اَتى: چیزى را که در دست دارى بیفکن تمام آنچه را آنها ساخته اند مى بلعد، چرا که آنچه آنها ساخته اند تنها مکر ساحر است، و ساحر هر جا بیاید رستگار نخواهد شد.» (طه 68 و 69)

به عبارتی می توان گفت که :

1- معجزات، متکّى به نیروى الهى است، در حالى که سحر و خارق عادت ساحران و مرتاضان از نیروى بشرى سرچشمه مى گیرد؛ لذا معجزات بسیار عظیم و نامحدود است در حالى که سحر و خارق عادت مرتاضان محدود مى باشد.

به تعبیر دیگر آنها فقط کارهایى را انجام مى دهند که تمرین کرده اند و براى انجام آن آمادگى دارند؛ اما هر کارى که به آنها پیشنهاد شود انجام نمى دهند؛ و تاکنون دیده نشده است که مرتاض یا ساحرى بگوید: من آماده ام که هرچه بخواهید انجام دهم، چرا که هر کدام در رشته اى تمرین و آگاهى دارند.

2ـ معجزات چون از سوى خدا است نیاز به تعلیم و تربیت خاصّى ندارد در حالى که سحر و ریاضت هاى ساحران همیشه مسبوق به یک رشته تعلیم و تمرین هاى مستمر است به گونه اى که اگر شاگرد به خوبى تعلیمات استاد را فرا نگرفته باشد ممکن است در مجلسى که در حضور مردم تشکیل مى دهد به خوبى از عهده آن بر نیاید و رسوا شود. به تعبیر دیگر معجزات الهى در هر لحظه اى و بدون هیچ سابقه اى ممکن است انجام گیرد؛ در حالى که خارق عادات بشرى امورى هستند که به طور تدریجى و با مرور زمان نسبت به آنها آشنایى و مهارت حاصل مى شود و هیچ گاه به طور دفعى و ناگهانى انجام پذیر نیستند.

شق القمر ماه معجزه پیامبر حضرت محمد (ص)

درباره ساحران عصر سلیمان یآدور می شود: (یعلمون الناس السحر... فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه) (بقرة / 102):شیاطین سحر را به مردم می آموختند... و مردم نیز از آن دو ملک، مطالبی می آموختند که به واسطه آن میان زن و شوهر جدایی می انداختند.

در داستان فرعون و موسى (علیه السلام) نیز به این مسأله اشاره شده که فرعون ساحران را متّهم مى کند که موسى (علیه السلام) بزرگ شما است و او اسرار سحر را به شما تعلیم داده است «اِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذى عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ»؛ (سوره طه، آیه 71) (مسلّماً او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است).

درباره ساحران عصر سلیمان یآدور می شود: (یعلمون الناس السحر... فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه) (بقرة / 102): شیاطین سحر را به مردم می آموختند... و مردم نیز از آن دو ملک، مطالبی می آموختند که به واسطه آن میان زن و شوهر جدایی می انداختند.

3- طریق دیگر براى شناخت معجزات الهى از خارق عادات بشرى، مقایسه حال آورندگان این دو است. آورندگان معجزه از سوى خدا مأموریت هدایت مردم را دارند لذا اوصافى متناسب با آن را دارند؛ در حالى که ساحران و کاهنان و مرتاضان، نه مأمور هدایتند و نه چنین اهدافى را دنبال مى کنند و هدف آنها معمولا یکى از امور سه گانه زیر است:

- اغفال مردم ساده لوح.

- کسب شهرت در میان توده عوام.

- کسب درآمد مادّى از طریق سرگرم ساختن مردم.

هنگامى که این دو گروه (پیامبران و ساحران و مانند آنها) وارد میدان مى شوند، هرگز نمى توانند براى مدّت طولانى منویّات و اهداف خود را مکتوم دارند؛ چنانکه ساحران فرعونى قبل از آن که وارد میدان شوند از فرعون درخواست اجر و پاداش مهم کردند و او هم به آنها وعده اجر مهمّى داد: «قَالُوا اِنَّ لَنَا لَأََجْراً اِنْ کُنَّا نَحْنُ الْغالِبینَ ـ قَالَ نَعَمْ وَ اِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ».(سوره اعراف، آیات 113 و 114) «وَ مَا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْر»: من براى این (دعوت،) هیچ پاداشى از شما نمى طلبم .(سوره شعراء، آیه 109)  " این تعبیر در چندین آیه قرآن مجید درباره چندین پیامبر آمده است ."

4- خارق عادات بشرى قابل معارضه و مقابله به مثل است، و انسانهاى دیگرى مى توانند همانند آن را بیاورند، و نیز به همین دلیل آورنده آن، هرگز جرئت نمى کند که «تحدى» یعنى دعوت به مقابله کند و بگوید هیچ کس توانائى انجام آنچه را که من انجام مى دهم ندارد، در حالى که معجزات چون قطعاً از هیچ انسانى (با نیروى بشرى) ساخته نیست، همواره توأم با تحدّى بوده است، و مثلاً پیغمبر اسلام (صلى الله علیه وآله)مى فرموده: «اگر تمام انس و جن جمع شوند که همانند قرآن را بیاورند توانایى ندارند»!

درست است که انبیاء معجزاتى را شخصاً و قبل از مطالبه مردم ارائه مى کردند (مانند قرآن پیامبر اسلام، و معجزه عصا و ید بیضاى موسى، و احیاى مردگان توسط مسیح) ولى هنگامى که امتها به آنها پیشنهادهاى جدیدى مى کردند مانند شق القمر، یا برطرف شدن انواع بلاها از فرعونیان، و یا نزول مائده آسمانى براى حواریون، و مانند اینها، هرگز از آن استنکاف نداشتند (البته به شرط اینکه براى کشف حقیقت باشد نه به عنوان بهانه جوئى لجوجان).

5- ریاضت هاى روحى پیامبران و اولیاى الهى، جز از طریق عبادت هاى شرعى صورت نمى گیرد، در حالى که مرتاضان و کاهنان و ... از هرگونه ریاضت روحى که در تقویت روح و چیره شدن آن بر عالم ماده، مؤثر باشد استفاده مى کنند.

6- عامل غیبى مؤثر در تحقق معجزه هاى پیامبران و اولیاى الهى، عنایت و مشیت ویژه خداوند است، ولى عامل نامریى که مرتاضان و ساحران را کمک مى دهد، شیاطین یا جن مى باشند.

فرآوری : زهرا اجلال

آتش به اختیار
بالادیده

تعداد نظر های داده شده (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر(ایمیل اجباری نیست

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بالادیده